Wednesday, October 18, 2006

درست شد

خوشبختانه دوربین لولیو درست شد.

Thursday, September 28, 2006

یوکموک برفی و دوربین های جدید


دیروز که یوکموک رو می دیدم برف نمیبارید. اما الان چرا. پارسال اولین برف رو حضوری و امسال هم اینترنتی دیدیم!
سایت لولیو کاملا عوض شده و در حال ساخت هست. به همین دلیل اون صفحه مربوط به دوربین رو هم از دست دادیم. ولی عوضش دو تا دوربین جدید میذارم اینجا. هز چند نماهای اون قبلیه خیلی بهتر بود.

Boden Vägen


Monday, September 18, 2006

برای دوست دیوانه ام

سلام دیوانه. ناراحت نشو. نه خودت بگو به کسی که هر روز حداقل یک بار اینجا را باز کند و ده پانزده دقیقه ببیند و بعد برود چه بگویم؟ لابد تو هم در آن ده پانزده دقیقه هایت سعی می کنی همه لحظه ها، همه خاطره ها، همه جاها و هر چیز دیگری که در آن یک ماه کذایی بلعیده بودیمش را به خاطر بیاوری و غرق شوی. لابد بعدش هم به این فکر میکنی که چطور می شود دوباره آنجا بود؟ من ولی فکر میکنم اگر بشود هزار بار دیگر هم این سفر تکرار شود با همه همان آدم ها هیچ وقت مثل بار اول نشود. ولی باز هم دوست دارم آنجا باشم نمیدانم چرا.

چه کسی باور میکرد؟ نه یک نفر بگوید واقعا چه کسی باور میکرد این سفر این قدر خاطره بسازد برایمان؟ این قدر دوست تر شویم، این قدر دشمن تر شویم، این قدر گریه کنیم، بخندیم، آواز بخوانیم، ماجراجو شویم، دیوانه بازی در بیاوریم و حالا هم این قدر دل تنگی کنیم برای لولیو؟ بهتر است بگویم برای خودمان در لولیو.

دوست دیوانه من! تمام آن حرف زدن های تلفنی دو-سه ساعته حول این میگشت که چه بکنیم که ناراحتی هایمان، دلگیریهایمان، بد بودن هایمان رابا خودمان نبریم . این یک ماه را میخواستیم خوب باشیم، خوشحال باشیم و خلاصه کاری کنیم که کوفتمان نشود این سفر. ما به راه حل نرسیدیم. ولی نمیدانم چه شد که این طور شد. چه شد که این قدر حالا افسوس لحظه لحظه آن روزها را می خوریم. نمیدانم.

ولی هر چه بود حالا یک سال می گذرد از آن روزهای عجیب. انگار وارد جزیره ناشناخته شده بودیم. ای کاش چشم هایمان می توانست همه ان دقایق را برایمان ذخیره کند. ولی نه. بازهم آن حس و حال را که نمیتوانست ذخیره کند.

دیوانه جان! حسرت میخورم به تو که بیشتر از من به آن روزها فکر میکنی. راستش را بخواهی من خیلی زود به زود اگر بیایم اینجا هفته ای یک بار است. کار دیگری که نمیتوانیم بکنیم. پس بیا باز هم بیاییم اینجا و غرق شویم در فکر و خیال هایمان. مگر اشکالی دارد؟ ادامه بده به دلتنگیهایت، به دیوانه گیهایت، برای آن روزهای خوب، آن آدمهای خوب. ادامه بده...

Wednesday, March 08, 2006

Velkommen till Luleå Max


جالبه بعد از استكهلم كه Max پنج شعبه داره لوليو با 4 شعبه در مقام دومه! ياد اون سيب زميني سرخ كرده هاي شورشون بخير!

Tuesday, November 15, 2005

الان چه شکلیه؟

خوشبختانه این دفعه هم تکنولوژی کمک کرد و میتونید از وب برای زنده کردن خاطراتتون استفاده کنید:

Luleå - Random Views



این دوربین Storgatan و پارک و کلیسا و یه سری جای دیگرو رندوم نشون میده.

Luleå - Bothnia Gulf

این یکی هم دریا رو از روی همون پیاده رو که آخر Kungsgatan بود نشون میده. یعنی همونی که بالکن خونه هاش مشرف به دریا بودن. کشتی ها رو اون ته دارین که؟ انگار 200 سال پیش بود که نصفه شبی رفتیم تا کنارشون.

و این هم برای Jokkmokk 11 !- یازده نفری که در سفر ماجراجویانه! به یوکموک شرکت کردند:

Jokkmokk - Storgatan - Right Now!


Jokkmokk - Park - Right Now!

Sunday, October 30, 2005

راهنماي سفر در پاريس

1- از فرودگاه تا هتل حتما با تاكسي برويد. خيلي راحت تره. متروي پاريس قديمي و درب و داغونه. اصلا انتظار چيزي رو كه در استكهلم ديديد نداشته باشيد. توي فرودگاه از اطلاعات اونجا حتما يه نقشه پاريس و مترو رو بگيريد. كارت سفر 5 روزه 47 يورو هست كه تو فرودگاه ميفروشن. در حالي كه اگه بخوايد به ازاي هر روز از دستگاههايي كه داخل ايستگاههاي توي شهر هستن و سكه قبول ميكنن بخرين هر كارت يك سفره واستون 1.6 يورو در مياد. من فكر ميكنم يه كارت 10 سفره كارتون رو راه بندازه بعيد ميدونم قيمتش بيشتر از 20 يورو باشه.
توي پاريس دو جور مترو هست. يه سريشون با عدد مشخص ميشن مثلا خط 2و 12و اينا. اينها متروهاي كوچيك تر با مسيراي كوتاهترن. يه سري هم با حروف A وB و.. اينا قطاراش بعضي اوقات دو طبقه هم هستن حتي.
2- از برخورد ادمها تعجب نكنيد. اكثرا تمايلي ندارن كه انگليسي صحبت كنند و جوابتون رو يا نميدن يا با بي ادبي ميدن. سعي كنيد از جوونترها سوال كنيد.
3- انتظار يك كشور پيشرفته رو نداشته باشيد.
4- اگه از من ميشنويد سفرتون رو به دو روز كاهش بدديد. يعني غير از روز رسيدنتون دو روز بمونيد اونجا. مسير پيشنهادي من براي گردش در روز اول اينه كه از كليساي تونردام شروع كنيد. بعد از رو نقشه راه رو به سمت غرب و در كنار رود سن به سمت لوور ادامه بديد. توي لوور به ديدن 2 يا 3 سالن اكتفا كنيد. سالن ايران رو از دست نديد. ورودي لوور 8 يورو بود فكر كنم. بعد از لوور به سمت باغ روبروش حرت كنيد. احتمالا الان ناهار دلتون ميخواد. يا چيزهايي كه همراهتون هست رو بخوريد يا هات داگي چيزي بخريد و بخوريد. مسير رو به سمت غرب و ميدان كنكورد ادامه بديد. اگه باز هم بريد به ابتداي شانزه ليزه ميرسيد. تا ميدان شانزه ليزه اون چيزي كه انتظارش رو داريد اصلا نخواهيد ديد. بعد ميدون پر كافه است. حتما بستني بخوريد. شكلاتي مخصوصا. باز هم شانزه ليزه رو بريد به طرف غرب. به دروازه پيروزي ميرسيد. ازاونجا به سمت جنوب بريد. به طرف ايفل. بليط براي طبقه آخر 10 يورو هست. حتما الان شب شده. پس موقع خوبي اونجا هستيد.
اين از برنامه روز اول. حالا روز دوم
5- با ورساي شروع كنيد. خط C رو بايد پيدا كنيد و سوار شيد به طرف chateau de versailles يه مك دانلد هم اونجا هست. پيشنهاد ميكنم طرفاي 11 از هتل راه بيافتيد كه طرفهاي ظهر اونجا باشيد تا ناهار بخوريد. بعد به طرف كاخ بريد و يكي از تورهاش رو انتخاب كنيد. باغش رو هم از دست نديد. حتي ميتونيد از اين ماشين كوچولوها هم كرايه كنيد و توش بچرخيد. بعد از ورساي كه حداقل 5 ساعت از وقتتون رو ميگيره اگه دوست داريد بريد ديزني لند. بايد خط A رو به طرف ديزني لند سوار شيد. كنار تابوهاس كله ميكي ماوس هست. اگه قبل 8 شب اونجا باشيد ميتونيد بريد تو قسمت بازيهاش وگرنه بايد به ديزني ويليج اكتفا كنيد. IMAX هم داره اونجا به قيمت 5 يورو.

به نظر من اين برنامه خوبي ميتونه باشه. من از پاريس خوشم نيومد. اميدوارم شما خوشتون بياد. مراقب وسايلتون باشيد به شدت و از هم جدا نشين و همه جا با هم باشين. با همديگه قرار بذارين كه اگه هر كدومتون گم شد چكار بايد بكنه. احتمالا telia هاتون كار نكنه. سيم كارت هاي ايرانتون رو بايد استفاده كنين فكر كنم. يا اگه vodafone داريد كه كار خواهد كرد.

Thursday, September 22, 2005

نکات ایمنی!!

از اونجایی که دوستان عزیز دیگه الآن در حال بستن بار هستن فکر کردم که چند تا نکته ایمنی بنویسم بد نباشه. البته احتمالا همه این چیزها رو می دونین ولی خوب من بازم می نویسم!
در مورد لباس که خوب قاعدتا همه لباس گرم میارید، شال و کلاه رو هم که قبلا نوشته بودم ولی بد نیست یک یا دو تا لباس بهاری هم بیارید چون الآن بعد از دو سه روزی هوای سرد دوباره هوا بهاری شده ولی خوب اینجا از حالا تا یک ساعت دیگه همه چی ممکنه کن فیکن بشه!
در مورد دارو اگر دارویی شک دارین که یه کم حتی حالت تخدیر کنندگی داره بخصوص "قرص های خواب آور" بهتره که نیارین (البته به خودتون مربوطه) چون اینها به شدت حساس هستن و شوخی هم ندارن اگر پیدا کنن یه راست از فرودگاه می برن زندان!
توی فروگاه ایران فکر کنم بهتر باشه کسی جو جوانمردی نگیردش چون خیلی مرسوم شده که برادران و خواهران غیور هم وطن چیزی به مسافرها بدن که کسی توی سوئد تحویل بگیره و بعد مواد مخدر از کار در میاد. به خصوص پلیس سوئد به علت اینکه ورود تریاک توسط ملت غیور ایران زیاد شده خیلی روی مسافرهای ایرانی حساسه و گویا چمدونها که خیلی طول می کشه که بیرون بیاد به این دلیله که اینا با سگ و دستگاه و این جور چیزا چمدون ها رو موقع پیاده کردن از هواپیما چک می کنن.
اگر مثال بخوام بزنم چند هفته پیش یکی از برادران غیور توی فندق! تریاک جاسازی کرده بود که توی فرودگاه یقش رو گرفتن! آقا چیزی از کسی نگیرید دیگه بابا! و البته مراقب هم باشید چون گویا یواشکی توی کیف یا ساک هم می اندازن! بهترین ملت دنیا رو داریم به قول رییس جمهور محبوب دیگه!
یه چیز پیش پا افتاده! از زمانی که من اومدم و هر کسی که توی این یکی دو ماه از ایران اومده به این مساله برخورده که صبح پرواز توی مهرآباد ترمینال پرواز رو عوض می کنن و ضمن اینکه یه عده گیج می شن بدترش اینه که چون سه چهار تا پرواز خارجی توی یه ترمینال ادغام می شه حتی برای ورود به ساختمان ترمینال هم صف و دعوا و از اینطور بساط های معمول پیش میاد. اینم نوشتم که نوشته باشم.
فعلا چیز دیگه ای به ذهنم نمی رسه اگر چیز دیگه ای بود به همین پست اضافه می کنم.