Thursday, September 22, 2005

نکات ایمنی!!

از اونجایی که دوستان عزیز دیگه الآن در حال بستن بار هستن فکر کردم که چند تا نکته ایمنی بنویسم بد نباشه. البته احتمالا همه این چیزها رو می دونین ولی خوب من بازم می نویسم!
در مورد لباس که خوب قاعدتا همه لباس گرم میارید، شال و کلاه رو هم که قبلا نوشته بودم ولی بد نیست یک یا دو تا لباس بهاری هم بیارید چون الآن بعد از دو سه روزی هوای سرد دوباره هوا بهاری شده ولی خوب اینجا از حالا تا یک ساعت دیگه همه چی ممکنه کن فیکن بشه!
در مورد دارو اگر دارویی شک دارین که یه کم حتی حالت تخدیر کنندگی داره بخصوص "قرص های خواب آور" بهتره که نیارین (البته به خودتون مربوطه) چون اینها به شدت حساس هستن و شوخی هم ندارن اگر پیدا کنن یه راست از فرودگاه می برن زندان!
توی فروگاه ایران فکر کنم بهتر باشه کسی جو جوانمردی نگیردش چون خیلی مرسوم شده که برادران و خواهران غیور هم وطن چیزی به مسافرها بدن که کسی توی سوئد تحویل بگیره و بعد مواد مخدر از کار در میاد. به خصوص پلیس سوئد به علت اینکه ورود تریاک توسط ملت غیور ایران زیاد شده خیلی روی مسافرهای ایرانی حساسه و گویا چمدونها که خیلی طول می کشه که بیرون بیاد به این دلیله که اینا با سگ و دستگاه و این جور چیزا چمدون ها رو موقع پیاده کردن از هواپیما چک می کنن.
اگر مثال بخوام بزنم چند هفته پیش یکی از برادران غیور توی فندق! تریاک جاسازی کرده بود که توی فرودگاه یقش رو گرفتن! آقا چیزی از کسی نگیرید دیگه بابا! و البته مراقب هم باشید چون گویا یواشکی توی کیف یا ساک هم می اندازن! بهترین ملت دنیا رو داریم به قول رییس جمهور محبوب دیگه!
یه چیز پیش پا افتاده! از زمانی که من اومدم و هر کسی که توی این یکی دو ماه از ایران اومده به این مساله برخورده که صبح پرواز توی مهرآباد ترمینال پرواز رو عوض می کنن و ضمن اینکه یه عده گیج می شن بدترش اینه که چون سه چهار تا پرواز خارجی توی یه ترمینال ادغام می شه حتی برای ورود به ساختمان ترمینال هم صف و دعوا و از اینطور بساط های معمول پیش میاد. اینم نوشتم که نوشته باشم.
فعلا چیز دیگه ای به ذهنم نمی رسه اگر چیز دیگه ای بود به همین پست اضافه می کنم.

Saturday, September 17, 2005

مهرورزي با بندگان خدا = CRM

در راستاي بيانات رئيس جمهور محترم در سازمان ملل و اظهارات وزير صنايع در مراسم پرده برداري از پژو 206 آريان و اعلام شدن نمرات درس CRM سابق اعلام ميشود از اين پس به جاي واژه مجعول CRM از "ممببخ" استفاده كنيم. يعني مديريت مهرورزي با بندگان خدا. وزير صنايع گفته كه:
«ما از منظر شعار آقاى احمدى نژاد به سياست هاى كلى توجه مى كنيم، يعنى مهرورزى، عدالت گسترى، خدمت به مردم و رشد و تعالى كشور.»
عليرضا طهماسبى ادامه داد: «مشترى مدارى يكى از سياست هاى ما است. يعنى اينكه بگوييم حق با مشترى است بايد در صنعت خودروى ما جا بيفتد. اين همان مهرورزى و خدمت به مردم است.» او سپس گفت كه يك زمانى تقاضا بيشتر از عرضه بود و هر خودرويى كه توليد مى شد به فروش مى رسيد اما «حالا بايد با توجه به نظرات مشترى خودرو توليد شود و اين همان خدمت به مردم است.»

ضمنا دماي هوا در لوليو ديشب به 0.9 درجه سلسيوس زير صفر رسيد بالاخره.

Thursday, September 15, 2005

مملکت الاسلامیة السوئد


آقا اصلا این مملکت اشتباها اروپایی شده! حکومت حکومت اسلامه! تا آخر این پست رو که بخونید خودتون می فهمید. در این مملکت مشروب خوردن توی جاهای عمومی ممنوعه و فقط توی رستورانهایی که مجوز دارن می شه مشروب خورد. از این که بگذریم فروختن مشروب هم ممنوعه و فقط جاهایی که مجوز دارن می تونن بفروشن. برای زیر 20 سال خوردن که هچ خریدن هم ممنوعه. حالا تازه اگر مشروب رو خریدید اجازه حمل همینطوری ندارید و باید توی کیسه های مخصوص حمل کنید که تابلو باشه که این مشروبه!
یه بار یه بنده خدایی تو مترو پهلوی من نشسته بود و شیشه مشروبش دستش بود و داشت می خورد (شنبه شب) مترو که توی ایستگاه ایستاد از جلو 2 تا پلیس سوار شدن و تا این اومد شیشه رو بگذاره زیر صندلی 2 تا پلیس دیگه از عقب یقش رو گرفتن و والسلام آقا رو پیاده کردن!
به هر حال ولی این ملت مست می کنن مثل ... و گویا قدیما بشکه بشکه می خوردن برای همین حالا اینقدر سعی می کنن محدود کنن.
این از داستان مسکرات!
اما کازینو! کازینو هم چندان تفاوتی نداره. اولا که تعداد کازینوها محدوده، طوری که توی استکهلم که پایتخته یکی یا دو تا بیشتر نیست! ثانیا کازینوها دولتیه و خصوصی وجود نداره! ثالثا از یه مقداری بیشتر کسی اجازه بازی کردن نداره! اصلا چه معنی داره کسی بره همه مالشو بازی کنه!
واما سیگار! این ملت سیگار می کشن حسابی ولی! سیگار هم زیر سقف ممنوعه حتی اگر خونه خود طرف باشه. در نتیجه همه سیگاریهای عزیز گوشه خیابون در حال سیگار کشیدن هستن و اینم که هوا سرده یا بارون میاد یا برف یا هر زهرمار دیگه معنی نداره. اگر زیر سقف سیگار بکشن آنچنان جریمه می شن که از هرچی سیگار کشیدنه سیر می شن.
اینجا تلویزیون هم مؤدب تشریف داره و اگر داره برنامه ای پخش می کنه که خدای ناکرده حرف زشتی از دهن آدمها در میاد (چون اینجا همه برنامه ها به زبان اصلیه و زیر نویس داره) برادران غیور صدا و سیمای سوئد با بیپ اونو سانسور می کنن و توی زیر نویس مثلا می نویسن ای شیطان! البته این در مورد برنامه های مستند فقط صادقه نه فیلمها.
در مورد خانه های عفاف هم باید بگم که اینجا ممنوعه و کلا این نوع تجارت مطلقا ممنوعه. ولی خوب مطمعنا پنهانی وجود داره دیگه!
حالا به عنوان یه پیشنهاد می تونیم بگیم پلیس سوئد بیاد به برادر احمدی نژاد کمک کنه این رویای حکومت اسلامی رو تحقق ببخشه بالاخره!
اصلاحیه: اون سن زیر 20 سال زیر 18 ساله! فروشگاه هایی هم که مشروب می فروشن فقط فروشگاههای دولتی هستن و خصوصیها اصلا اجازه فروختن ندارن! حمل مشروب رو من روی اینترنت خونده بودم که باید توی کیسه های مخصوص باشه که درست نیست. و کازینو هم توی استکهلم یکی وجود داره و در کل مملکت 4 تا! که اونم شورای نگهبان 5 سال پیش تازه تصویب کرده!!

ميان ماه من تا ماه گردون...


خيلي جالبه. تنها عامل رونق تجاري و علمي در لوليو وجود همين دانشگاه تكنولوژي لوليو هست. در واقع شهر رو شاخ دانشگاه ميچرخه. كنفرانسها، موزه ها، پاركهاي علمي و خيلي چيزاي ديگه. يه فن كده! (teknikens hus)هست كه توش يه سري فعاليتهاي علمي عملي واسه دانش آموزها و حتي آدم بزرگها انجام ميشه. توش آسمان نما هم داره و حتي كارگاه اتومكانيك واسه آموزش طرزكار خودرو. بچه ها توش ياد ميگيرن كه وسائل مختلف رو بسازن و با آزمايش هاي مختلف فيزيك هم آشنا بشن. يه پارك فناوري هم هست كه چون سايتش فقط سوئدي بود نفهميدم دقيقا چيكار ميكنن. ولي هر دوي اينها با حمايت دانشگه لوليو تاسيس شدن و الان هم اين حمايت همچنان وجود داره. سا عات كار اون فن كده هم ايناست:


From August 9 and during school season
Tuesday-Sunday 11 am-4 pm
Mondays closed


ما در رشت يه گروه نجوم داريم. يه دانشگاه گيلان هم داريم. اين دانشگاه يه تلسكوپ 8 اينچي ژاپني داره كه 6 - 7 ميليون پول خورده و الان داره گوشه اتاق يكي از اساتيد خاك ميخوره. البته اين استاد گرانقدر با تمام وجود از اون تلسكوپه حراست ميكنه و تا بحال دست احد الناسي به تلسكوپه نرسيده. علي الخصوص بچه هاي همون گروه نجوم. بي ربط بود نه؟

Wednesday, September 14, 2005

هوا واقعا پسه


خوب به سلامتی دیروز اولین بارون - برف - تگرگ استکهلم اومد! این عکسی هم که می بینید رنگین کمان همونه! هوا هم باید بگم که سرد شده و الان تقریبا مثل اواسط و اواخر پاییز ایرانه! همونطور که توی پستهای قبلی بود لولیو هم چند روز پیش به صفر رسید البته اگه دیده باشید دوباره اومده بالا تا حدود 7 یا 8 ولی خوب اینجا 7 یا 8 مثل 2 یا3 می مونه. اما جالب تر از اون پیش بینی چند روز پیش تلویزیون سوئد بود که برای نواحی بالاتر از لولیو برف پیش بینی می کرد اما به هر حال مثل اینکه نیومد ولی خوب تعجب برانگیز بود چون اکثرا می گن بعیده که تا نوامبر برف بیاد ولی انگار می خواست بیاد! به هر حال لباس گرم یادتون نره به خصوص کلاه و شالگردن چون اگر لولیو هم مثل استکهلم سوز داشته باشه خیلی دردناکه!

Tuesday, September 13, 2005

شاه آینده و پرنسس مادلینا


اینهمه نوشتیم حالا یکمم در مورد خانواده سلطنتی بنویسیم. عکسی که بالا می بینید عکس خانواده سلطنتیه. از راست به چپ اعلی حضرت کارل گوستاو شانزدهم، ملکه سیلویا، پرنسس ویکتوریا، پرنس کارل فیلیپ و پرنسس مادلینا هستن.
در مورد این خانواده باید بگم که ملکه سیلویا اصلا سوئدی نیست و یه دو رگه آلمانی - برزیلیه! و خود خانواده هم و اصلا این نسل آخر شاه های سوئد، سوئدی اصیل نیستن! چون یه موقعی زمان ناپلئون توی سوئد قحط الرجال شده بوده و میرن یکی رو از فرانسه میارن و شاه می کنن! و اینها هم نوادگان همون بابا هستن.
شاه بعدی سوئد اون خانمی هستن که وسط تشریف دارن یعنی پرنسس ویکتوریا و پسر خانواده یعنی کارل عزیز هم باید سماق بمکن! ولی این وسط تقریبا همه توی سوئد از روزنامه و تلویزیون تا مردم عادی حواسشون به پرنسس مادلیناست!! البته دلیل هم منطقیه! این پرنسس مادلینا عزیز بر خلاف خواهر محترم خیلی خوشگل هستن و در نتیجه کانون توجه همه! من که فکر کنم ویکتوریا اگه قرار نبود شاه بشه خودکشی می کرد چون اینجا قاب عکس هم که می خوان بفروشن عکس مادلینا رو توش گذاشتن!
اینجا روزنامه ها اینقدر عکسهای مخفی از اینا می گیرن و آنچنان پسرخاله وار در مورد ویکتوریا و به خصوص مادلینا (به قول روزنامه ها ماده) و دوست پسرهاش می نویسن که دیگه اینا شاکی شدن!
حالا منم وبلاگ رو به عکس پرنسس مادلینا مزین می کنم.


Sunday, September 11, 2005

هوا پسه!


اگه هميشه به اين پيش بيني آب و هوا اين بغل يه نگاهي كنيد حتما متوجه شديد كه هوا داره روز به روز سردتر ميشه. شدت سرد شدن هم بيشتر شده و حداقل دماي فردا 8 درجه خواهد بود. ضمن اينكه بارون هم مياد. با اين حساب اصلا عجيب نيست كه ماه ديگه همين موقع چهار پنج درجه اي هم زير صفر بريم! نكته دوم هم اينكه در نظر داشته باشيد كه بار مجاز توي پرواز استكهلم لوليو 8 كيلو بار دستي و 20 كيلو بار چمدونيه.
در تصوير بالا يكي ديگه از دانشجوهاي خلاق لوليو رو مشاهده ميفرماييد.

اصلاحيه: SAS بار دستي مجازش 5 كيلو هست نه 8 كيلو. من معذرت ميخوام. ضمنا طبق خبري كه همين الان از خبرنگار خبرگزاري tmugoestoltu مستقر در مركز استكهلم بدستم رسيد ديشب درجه حرارت لوليو 0.3 درجه سانتيگراد بالاي صفر بوده. توجه داريد كه؟ سه دهم.

Saturday, September 10, 2005

اینشتین جاروکش و سوئدیهای حسود!!


خوب مطلب اینبار هرچند یه کم عجیبه ولی واقعا واقعیه!
توی اداره کار سوئد یه تابلو نصب شده که روش نوشته اگر اینشتین به جای آمریکا میومد سوئد جاروکش می شد!! این خیلی عجیبه ولی مبناش این اعتقاد سوئدیهاست که می گن همه باید از پایین شروع کنن و با تلاش به بالا برسن و البته کاری که قبلا جای دیگه دنیا کردن احتمالا زیاد اهمیتی نداره!! اینو بخصوص ایرانیهای سوئد خیلی تجربه کردن که وقتی توی اداره کار سوئد گفتن ما مثلا فلان کار مهم رو توی ایران داشتیم جواب شنیدن که اونجا ایرانه و اینجا سوئد! حتی یکی می گفت که این جمله رو بهش گفتن که اینجا باید از جاروکشی شروع کنی و البته این خانوم می گفت توی ایران توی بانک یه پست خوب داشته!
تابلوی دیگه ای توی اداره کار سوئد نوشته اگر قدرت حسادت سوئدی ها رو جمع کنیم می تونیم 3 نیروگاه اتمی سوئد رو تعطیل کینم! اینم باز به این دلیله که مردم عزیز سوئد به شدت حسودن تا اونجاییکه حتی نمی تونن این حسادت رو نشون ندن! گویا این حسادت حتی در مورد چیزای کوچیکی مثل گوشی موبایل هم وجود داره!! نکته جالب اینه که زمان یاد دادن با تمام وجود این کار رو می کنن ولی موقعی که ببینن شخص داره بالا می ره از شدت حسادت حتی ممکنه زیر پاشو خالی کنن! ولی همینطور که گفتم کشور فوق العاده ایه برای یادگیری. چون توی یاد دادن می خواد بستن یه پیچ باشه یا دوره فوق دکترا با تمام وجود سعی می کنن که یاد بدن!
یکی دیگه از خصوصیات منفی ملت غیور سوئد حفظ فاصله همیشگی اونها با خارجی هاست! هر چند هیچ وقت رک نسبت به خارجی بودن طرف عکس العمل نشون نمی دن یا حرفی نمی زنن اما دقیقا این حفظ فاصله حس خارجی بودن رو القا می کنه! این حفظ فاصله حتی تو مواردی مثل دوستی، ازدواج و ... هم صادقه.
حالا که ملت شریف سوئد رو داغون کردم یکم هم باید تعریف کنم! سوئدیها ملت به شدت فروتنی هستن. شاید بشه گفت حتی این از اون حسودیشونم بیشتره و شاید به همین دلیله که با وجود اینکه فوق العاده پیشرفته هستن به اندازه جاهای دیگه سروصدا نمی کنن! یه مثال کوچیک اینکه مثلا ژاپن خیلی به این مساله افتخار می کنه که داره فیبر نوری را تا پشت در خونه ها می بره در حالیکه این توی استکهلم یه مساله پیش پا افتادست!
ضمنا ما شانس آوردیم چون می ریم شمال سوئد و من با هر کسی که حرف زدم گفته مردم شمال سوئد خیلی مردم خوبین و بهتر از جنوبیها هستن. حتی یکی که با ماشین از جنوب سوئد رفته بود شمال می گفت این تغییر رفتار رو به شدت از جنوب به شمال حس می کرده.
اینم یه کم در مورد خصوصیات اخلاقی ملت دوست و برادر سوئد!

Thursday, September 08, 2005

یکمی هم در مورد خرج و اینا!

چندتا از بچه ها به من e-mail زده بودن و در مورد هزینه ها توی سوئد برای خوراک و پوشاک و ... پرسیده بودن و من به همه گفته بودم توی وبلاگ! برای همین حالا می خوام یه کم در این باره بنویسم. در کل باید بگم که سوئد مملکت گرونیه و اصلا گویا این مساله توی تمام کشورهای اسکاندیناوی صادقه! توی یکی از این سایت ها بود که برای توریستها نوشته بود اگر دقت نکنید می بینید که به سرعت پولتون توی سوئد ته کشیده!
اما از این حرفها که بگذریم اینجا ناهار به طور متوسط حدود 65 تا 75 کرون در میاد که خوب این مقدار بسته به سطح رستوران و غذا کم و زیاد می شه. اصولا توی رستورانهای غیر زنجیره ای شام از ناهار گرونتره. متوسط هزینه غذا توی مک دونالد، کینگ برگر ومکس هم همون 60 تا 80 کرونه.
البته اینجور که من شنیدم رستورانهای غیر زنجیره ای توی شهرهای کوچیک ارزونتر از استکهلمه.
غذاهای آماده(مثل لازانیا، پیتزا و ...) توی سوپر مارکت های زنجیره ای مثل ICA که والمارت سوئده از حدود 25 کرون شروع می شه به بالا. البته مواد خوراکی عکس رستورانهاست و گویا توی شهرهای کوچیک گرونتر از استکهلمه!
در مورد لباس باید بگم که همه چیز از حدود 250 یا 300 کرون هست تا بالای 10000 کرون! ولی اصولا لباسهای اسپرت خوب (مارک دار یا بدون مارک) از حدود 500 یا 600 کرون شروع می شه و متوسط شلوار و پیرهن و تی شرت حدود 700 تا 1000 کرون وبرای کاپشن و... حدود 800، 900 تا 2000 کرونه.
البته باز فروشگاهایی مثل H&M که تو هر خیابونی یه عالمه ازش هست قیمتهاش متعادل تر بقیست.
حالا اگه بازم سوالی بود توی بخش نظرات بنویسید تا جواب بدم.

Wednesday, September 07, 2005

این روزها علاوه بر آماده شدن برای سفر همگی یک درگیری ذهنی دیگه هم داریم و اون پایان نامه است. هرچند که پروپوزال ها رو دادیم ولی شخصا معتقدم اون سیستم برای انتخاب و تایید موضوع ها ناقص و نادرست بود. آتوسا یه راهنما فرستاده که عنوا نش اینه:
Writing and Presenting Your Thesis or Dissertation یه استاد دانشگاه ایالتی میشیگان برای کمک به دانشجوهاش اینو نوشته. شش مرحله رو برای انجام این کار تعریف کرده که من شخصا در مرحله اول هستم. ای شش مرحله اینا هستن:


Stage 1 - Thinking About It
Stage 2 - Preparing the Proposal
Stage 3- Conducting the Research
Stage 4- Writing the Research Paper*
Stage 5- Sharing the Research Outcomes with Others
Stage 6- Revising the Research Paper


من فکر میکنم که ما بدون اینکه مرحله اول رو کامل انجام بدیم رفتیم سراغ مرحله دوم. ممنون از آتوسا

Tuesday, September 06, 2005

باز هم تونس باز هم IS


مثل بقيه اساتيد خارجي كه تا الان داشتيم توفيق جلاسي هم از پشتوانه قوي آكادميك و كاري برخورداره. ليسانسش رو از تونس فوق ليسانس و دكتراش رو از دانشگاه Dauphine پاريس و Phd رو هم از Stern School of Business توي نيويورك گرفته. تخصص ايشون كه درس e-Commerce Strategies رو باهاشون خواهيم داشت سيستمهاي اطلاعاتي هست. توي امريكا، پرتقال، اسپانيا، سوئيس، آلمان، تونس، آرژانتين، ژاپن، هند و البته سوئد و در دانشگاههاي مختلف استاد هستند. زمينه هاي پژوهشي مورد علاقه:


e-Business; Electronic Commerce / m-commerce; Competitive/Strategic Use of Information Technology; Business Process Reengineering; Technology Management; Decision Support Systems.


توي چند كنفرانس مختلف Informjation Systems مقاله هاش مورد تقدير قرار گرفته. يه دوره MBA رو تو فرانسه مديريت ميكنه. چهار تا كتاب و تعداد بسيار زيادي مقاله در ژورنالهاي معتبر هم ثمره اين فعاليتهاي پژوهشي است.
كتابهاش


Strategies for e-Business: Creating Value through Electronic Commerce and m-Commerce (Text and Cases), forthcoming.

Competing through Information Technology: Strategy and Implementation, London: Prentice Hall (European Casebook Series in Management), October 1994, Foreword by Warren McFarlan, Dean of Research and Professor of Information Systems at Harvard Business School.

Strategic Information Systems: A European Perspective, co-edited with Claudio Ciborra, New York: John Wiley & Sons Publishing, January 1994.

Decision Support Systems: Experiences and Expectations, co-edited with Michel Klein and Bill Mayon-White, Amsterdam: North-Holland, June 1992.


اينم يه مصاحبه از پروفسور جلاسي در مورد دوره MBA كه مديرش هست.
و يه نقل قول از اين مصاحبه:

Do you have any suggestions for someone thinking of getting an MBA?Getting an MBA requires a high level of maturity and openness as well as readiness to commit to a change in one’s life and career. Every applicant should ask himself or herself : Am I ready for an MBA? What do I want to achieve through it, personally and professionally? An MBA should enrich the applicant’s individual development and growth. It should fit with the applicant’s professional ambition and not be just a way to get reassured by adding another degree to one’s résumé.

Sunday, September 04, 2005

اینجا سارایوو، به شهر ارواح خوش آمدید!

حتما صحنه های فیلمهای جنگی و شهرهای جنگ زده رو همه دیدین! شهر خلوت، تمام مغازه ها بسته و هر چند وقتی یه آدم رد می شه! ولی حالا چرا من یاد این افتادم!
توی سوئد رسم اینه که 99% مغازه ها سر یه ساعت به خصوص همه تعطیل می کنن. تا اینجا اشکالی نداره ولی مسئله اینجاست که توی استکهلم که مثلا پایتخته این ساعت، ساعت 7 بعد از ظهره! سر ساعت 7 همه تعطیل می کنن به جز یه سری رستورانها، بار ها و دیسکوها! این ساعت خاموشی روزهای شنبه و یکشنبه توی استکهلم 5 بعد از ظهره! ولی خوب باز تابستون هنوز حداقل مردم توی خیابونا می چرخن!
و اما لولیو! با کمال تاسف باید بگم که توی شهرهای کوچیک ساعت تعطیلی در روزهای عادی 4 یا 5 بعد از ظهر و شنبه ها 2 بعد از ظهره! یکشنبه ها هم اصلا به کل همه تعطیل تشریف دارن!
حالا دیگه بشینید فکر کنید که برای بعد از ظهرها یه سرگرمی پیدا کنیم و گرنه احتمالا دق می کنیم!
ضمنا بهتره بدونید حتی سوپر ها هم سر این ساعت خاموشی تعطیل می کنن! بنابراین اگر قصد خرید مواد خوراکی هم دارید باید قبل از ساعت 4 یا 5 باشه!
نکته کنکوری: اون موقع حدود ساعت 3 یا 4 هم هوا تاریک می شه!
حالا که اینقدر آیه یاس خوندم بذارین یه کم امیدواری بدم! می گن چون لولیو شهر دانشجوییه و 13 - 12 هزار دانشجو داره باز یکم زنده تر از بقیه شهرهای کوچیکه! خوب خدا کنه!!
عکس زیر رو هم یه بنده خدایی گویا با همین حس و حال گرفته! البته من اینو از روی توضیحع خودش می گم که نوشته بود: looks empty the LOL

دوستان عزیز به سارایوو خوش آمدید!

یه سالگرد!

امروز 37امین سالگرد تغییر سمت رانندگی از چپ به راست در سوئد بود. مبارک صاحبش باشه!

Saturday, September 03, 2005

جاهاي ديدني لوليو - كليسا و دهكده Gammelstad

Stamp issued to honor the registerartion of Gammelstad church village in UNESCO's world heritage list
احتمالا راجع به اين دهكده كليسايي! يه چيزايي خوندين. كليساي اين دهكده سنگي هست و در قرن 14 ساخته شده. 424 خونه چوبي هم بعدا و در قرن 17 ام به كليسا اضافه شدن. دليل اينكه اين كار و كردن اين بود كه فاصله دهكده ها در استان شمالي سوئد Norbotten (همون استاني كه لوليو هم شاملش ميشه و حدود يك چهارم مساحت سوئد رو در بر ميگيره) از هم زياد بود. كشيش هم كم بود و مردم در انجام فرائض مذهبي دچار مشكل ميشدن! احمدي نژاد هم كه اون موقع به دنيا نيومده بود تا كنار هر خونه يه كليسا و يه كشيش نصب و راه اندازي كنه. اينجوري شد كه اينا اين دهكده رو نزديك كليسا ساختن تا مردم غيور ايالت شهيدپرور Norbotten بيان اونجا و يه چند روزي توي اون خونه ها وايسن و بعد از اينكه از لحاظ معنوي شارژ شدن و همه گناهانشون رو به پدر روحاني گفتن برن پي كار و زندگيشون. البته كاربرد هاي ديگه اي هم داشته اين دهكده مثلا واسه بازارهاي سالانه و همينطور دادگاه ها هم ازش استفاده ميكردن. تا سال 1950 هم دهكده به همين منظورها استفاده ميشده ولي الان سالي يه بار و در اواسط تابستون ازش استفاده ميكنن توي يه مراسمي كه نميدونم چي بود. اين دهكده در سال 1996 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده.
عكسها و اطلاعات بيشتر 1 و 2

جوابیه!


اینم جواب به اونایی که عکس بابای گوگل دوست توی وبلاگ میگذارن! این سایت Keyword ها رو به جون هم می اندازه و برنده را مشخص می کنه! در مورد وضع اینترنت و تلفن هم که شیما باز پرسیده بود بعدا می نویسم.

Friday, September 02, 2005

موبایل در سوئد

شیما توی بخش نظرات یه سوال پرسیده بود که من ترجیح دادم اینجا جواب بدم. سوال این بود که موبایل ایران توی سوئد کار می ده یا باید کار خاصی انجام داد. جوابم اینه که هیچ کار خاصی لازم نیست و به محض ورود به سوئد اپراتور محترم Telia در خدمت شماست. برای تلفن و SMS به ایران هیچ مشکلی وجود نداره ولی نمی شه به سوئد SMS زد.
نکته این رومینگ اینه که هر کس از ایران زنگ بزنه هم برای ما حساب می شه و برای اون مثل اینه که به داخل ایران زنگ زده.
اگر کسی از ایران به موبایل زنگ بزنه برای موبایل ما با مالیات و عوارض حدود دقیقه ای 170 تومن می شه و اگر ما با این موبایل به ایران زنگ بزنیم تقریبا 2180 تومن. برای خود سوئد هم چون مطلبش زیاد بود دیگه نمی نویسم خودتون اگه می خواین برید بخونید!